دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
180
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
در ايجاد تنها شكل مشروع حكومت به وسيله شيعه اثنى عشرى و ضروريات يك دولت چند فرهنگى . ميزان موفقيت آنها هم در ميزان بكارگيرى و كنار آمدن با اين عوامل و عناصر و مسايلى بود كه نسبت به پيشينيان سلجوقى ، مغولى و تركمان خود در اين زمينه موفقتر بودند . سلسلههايى كه پس از صفويان آمدند - افاغنه ، افشارها ، قاجارها و پهلويها كه بهرحال با بعضى از اين مسائل و مشكلات سروكار داشتند - نيز در پيدا كردن راهحل براى اين مسائل چندان موفق نبودند . دستگاه تشكيلاتى صفويان با نظام پيچيدهاى از موانع و موازنهها ، با كارآيى و قابليت عجيبى كار كرد ، جز در مواردى كه رهبرى كارآمد مستقيمى از مركز اعمال نشد . نعمت و فراوانى به كف آمد ؛ مسافرت با امنيت انجام گرفت ؛ تجارت و بازرگانى شكوفا شد ؛ اقليتها محل تساهل و حمايت قرار گرفتند ؛ دشمنان وحشتبار خارجى سر جاى خود نشانده شدند . ايران در ميان كشورهاى خاورميانه آن روزگار در مقابل امپراتورى عثمانى بيشترين و كارآمدترين استوارى نظامى را از خود نشان داد . مسائل زير در مقايسه با وضعيت ايران در نيمه دوم سده هيجدهم و نوزدهم ، پس از فروپاشى نظام تشكيلاتى صفويان ، اعجابآور است : فقدان نظارت مؤثر مركزى ؛ فقدان كامل امنيت داخلى ؛ كاهش جمعيت شهرها و انحطاط اقتصادى ؛ نقش لجام گسيخته نيروهاى گريز از مركز ؛ و استيلاى دشمنان ايران بر مناطق عظيمى از شمال غرب و شمال شرق و شرق ايران . براى ارزيابى دقيق محاسن و معايب نظام تشكيلاتى صفوى بايد نظرى هم به اهميت ناپايدار سلسلههاى تركمان پيش از آن انداخت و هرجومرجى كه پس از فروپاشى آن حاصل شد . نظام صفويان برغم فشارهاى داخلى و خارجى ، به مدت دويستوبيستوپنج سال در ايران نوعى ثبات و حكومتى كامروا و پررونق برقرار كرد .